
معرفی
تحصیل و دانشگاه
توی دانشگاه سوره تهران کارگردانی خوندم؛ هماsنجا بود که نگاه من به تئاتر جدیتر و دقیقتر شکل گرفت و فهمیدم برای رسیدن به یک اجرای درست، فقط «ایده» کافی نیست؛ باید در تمام اجزای کار، از خوانش متن تا میزانسن، از طراحی تا ریتم اجرا با وسواس و مسئولیت پیش رفت. بعد از دورهی تحصیلی، فعالیت حرفهایام را در مسیر خلق نمایشهای متفاوت ادامه دادم و از همان ابتدا تلاش کردم خودم را فقط به یک نقش محدود نکنم.
حضور پر رنگ در تئاتر
من علاوه بر کارگردانی، در جایگاههای مختلفی از جمله دراماتورژی و طراحی نیز در پروسهی تولید اثر حضور داشتهام. در تجربههای نمایشیام، بارها کار در حوزههایی مثل طراحی صحنه، طراحی لباس، طراحی نور و حتی طراحی موسیقی را آزمودهام؛ چون برای من تئاتر یعنی یک جهان یکپارچه: جهانِ متن باید روی صحنه دیده و شنیده شود، و فضاهای تصویری و صوتی باید با درام همنفس باشند. به همین دلیل در بسیاری از پروژهها، دوست دارم از نزدیک در جزئیات کار بمانم تا نتیجه فقط «اجرای یک متن» نباشد، بلکه یک تجربهی کامل برای مخاطب شکل بگیرد.
فعالیت هنری
یکی از بخشهای مهم مسیر هنری من، فعالیت بهعنوان بازیگر است. بازیگری برای من صرفاً انجامِ نقش نیست؛ فرصتی است برای فهمیدنِ دقیقترِ متن، کشفِ لایههای پنهانِ شخصیتها و درک اینکه کارگردان و تیم طراحی چگونه باید در خدمت اجرا قرار بگیرند. در طول سالهای کاری، در نمایشها و فیلمتئاترهایی از سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۹ حضور داشتم و در سالنهای مختلفی که برای تماشاگران و هنرمندان شناختهشدهاند روی صحنه رفتم. از میان کارهایی که در رزومهام ثبت شده، میتوانم به الف کاف شین، کالبد شکافی، سیم و سرمه، مرگ یزدگرد و همتون منو میشناسین اشاره کنم. این تجربهها باعث شد هم درک اجرایی عمیقتری از ساختار صحنه پیدا کنم و هم بتوانم در کارهای کارگردانی، ارتباط بین بازیگر، فضا و ایده را بهتر مدیریت کنم.
شروع کارگردانی
در سالهای اخیر، تمرکز من بیشتر بر پروژههای اجرایی جدیتر و تجربههای کارگردانی عمیقتر بوده است. از جمله مهمترین کارهایی که در این مسیر انجام دادهام، کار بر روی نمایش مکبث در تماشاخانه صحنه آبی است؛ نمایشی که برای من فرصتی بود تا بار دیگر ثابت کنم علاقهام به کار تئاتر فقط در حد یک سرگرمی یا فعالیت جانبی نیست، بلکه به یک دغدغهی واقعی تبدیل شده است. در چنین پروژههایی، همزمان با برنامهریزی برای اجرایی شدن ایده، تلاش میکنم از ظرفیتهای تیم (چه دراماتورژی، چه طراحی و چه بازی) به شکل هدفمند استفاده کنم تا نمایش از نظر فضای احساسی و دراماتیک، به مخاطب نزدیک شود.
تئاتر باید زنده باشد!
من همیشه باور داشتهام که تئاتر باید زنده باشد؛ زنده در لحظهی اجرا، زنده در ارتباط با تماشاگر، و زنده در معنا. برای همین در تمام مراحل کار از انتخاب متن و خوانش اولیه گرفته تا طراحی فضا و کنترل جزئیات اجرا به یک خط فکری روشن پایبند هستم: ساختن اثری که هم قابل تماشا باشد و هم قابل فکر کردن. همین نگاه باعث شده مسیر هنری من ترکیبی از کارگردانی، طراحی و بازیگری باشد؛ مسیرِ انسانی، دقیق و پیوسته، که تلاش میکند هر بار یک جهان جدید بسازد و مخاطب را در آن جهان همراه کند.




